من اکنون آمادهام تا حمایت تو رو ببینم. من ترسیدم و تو تنها قوت قلب من هستی. ای فریاد رس بی پناهان... ای قدرت مهربان و عاشق... از من و احساسات و رفتارهای من مراقبت کن که هیچ کس جز تو در روی زمین حامی من نیست.
دیر متوجه شدم که تو همیشه مراقب من بودی. اما تو دست مهربانیت رو از روی شونههام بر نداشتی و منه بیهوش رو هوشیار کردی. خدایا روند زندگی و درخواستهایی که ازت داشتم شاهد و گواه محبتهای تو هستن. به آرامش نیاز دارم که جز تو کسی نمیتونه اون رو به من بده، همونطور که اگر امروز خیلی از رفتارهام رو مدیون محبت تو و آموزشهای تو هستم. همیشه به حمایت و آموزشهای جدید از طرف تو محتاجم.
تو هنوز زنده ای ؟
چشات دراد...
حالا جدای از اینکه چشای من در آد , چطوری؟ از این مدت چه خبر؟

و درآخر هم اینکه
روز و روزگار چرخید...
سن رفت بالا
مو سفید شد
و خدا پر رنگ تر
به امید گزینه آخر
آمین