X
تبلیغات
رایتل

سکوی پرتاپ

اینجا رو نگاه کن، بالاخره انجام شد. خدایا شکرت...

بالاخره نبردبام رو بالا اومدم. روی دایپ رسیدم. نُک دایپ ایستادم.

اول بهمن، شیرجه خواهم زد.


قرارداد بسته شد و انجام خواهد شد. خوشحالی این لحظه، سبکی امروز و حتی ترس از فردا چقدر برام شیرین هست این لحظه؛ گفتم بنویسم که بمونه تو خاطراتم که خدایا دوست دارم. به خاطر کل سختی‌هایی که دادی و اتفاقاتی که افتاد، می‌دونم هستی... ممنون که برام تعیین مسیر می‌کنی... می‌دونی چقدر خوشحالم که هستی؟ بمون. تو رو به تمام مهربونیت قسم می‌دم اگر حتی روزی جفتک پرت کردم و یادم رفت تو بمون و دست رو از پشتم برندار و بهم بفهمون که تو هستی و همه چیز تو هستی. مرسی خدا... مرسی عزیزم.

نظرات (6)
1394/10/22 ساعت 14:19
نوشته های شما این حُسن رو داره که خواننده رو هم سرشار از ارامش می کنه...... اولین باره که می خونمت.....یه یقینی پشت همه ی کلماتتون هست...... خیلی فراتر از در هم شکستگی ها و ملالت های هر روزه.....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فراز و نشیب زیاد داره این وبلاگ
امروز یقین دارم اینطور نبوده
دعا کن اینطور بمونه
1394/10/23 ساعت 07:59
خدا رو شکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
1394/10/23 ساعت 11:54
فحسبی الله
خوشحالم برات (:
امتیاز: 0 0
پاسخ:
1394/10/23 ساعت 12:34
خداروشکر بابت این اتفاق
خدا لطفا کنارشون بمون/ سر راهت یه سرم به من بزن...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
1394/10/23 ساعت 20:32
اونوقت اون آقا رضا کجای این داستان قرار گرفته؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا تو اتفاق افتادن این مسئله تقریبا هیچ نقشی نداشت
1394/10/26 ساعت 23:07
خدا را شکررررر♥
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد